تبليغاتX
راز و نياز

راز و نياز

رسول اعظم(ص): سرفصل همه عبادات نماز است

سفارش مهم رسول خدا

اين حديث با روايتي از امام صادق(ع) به نقل از ابن عمار آغاز مي شود. حضرت فرمود: "در وصيت پيامبر(ص) به علي(ع) اين بود كه فرمود: اي علي! تو را در جان خودت به خوبي هايي سفارش مي كنم، آنها را از سوي من نگاه بدار.

سپس ادامه داد: خدايا! او را ياري فرما!اما اول راست گفتاري است. هيچ گاه از دهان تو دروغي خارج نشود و دومي پرهيزكاري است. هرگز بر خيانت جرأت مكن. سوم: ترس از پروردگار است؛ چنان كه گويي او را مي بيني، چهارم:گريه بسيار از ترس پروردگار است. براي تو به ازاي هر قطره اشك هزار خانه در بهشت بنا مي شود.پنجم اين كه مال و خون خود را در راه دين خود ببخشي. ششم اين كه از روش من در نماز و روزه و صدقه ام، پيروي نمايي. اما نماز پنجاه ركعت است و روزه سه روز در هر ماه: پنج شنبه اول ماه و چهارشنبه وسط ماه و پنج شنبه آخر ماه مي باشدو اما صدقه آن قدر بده كه طاقت داشته باشي و فكر كني كه اسراف كرده اي در حالي كه اسراف نكرده اي و ملازم نماز شب باش و ملازم نماز شب باش و ملازم نماز شب باش!و بر تو باد به نماز ظهر و بر تو باد به نماز ظهر و بر تو باد به نماز ظهر! و بر تو باد كه در هر حال قرآن بخواني! و بر تو باد كه دست هاي خود را هنگام نماز بالا ببري و آنها را برگرداني! و بر تو باد كه هر گاه وضو مي گيري مسواك كني! و بر تو باد كه نيكويي هاي اخلاقي را انجام دهي و از بدهي هاي اخلاقي دوري نمايي! پس اگر اينها را اجرا نكردي كسي جز خود را سرزنش مكن."

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 7:31  توسط مصطفي ارژنگ نيا  | 

فضیلت انتظار نماز

پيامبر اعظم ( صلّى الله عليه و آله) : تا نماز را انتظار مى كشيد ، از نيكى جدايى نداريد.

 


انتظار كشيدن نماز پس از نماز، گنجى از گنجهاى بهشت است.
هر كس در مسجد، نماز را انتظار مى كشد ، در نماز است.
آن كه در مسجد به انتظار نماز نشسته است ، همچون عبادت كننده است وتا آنگاه كه به خانه اش باز گردد جزو نمازگزاران نوشته مى شود.
ابو سعيد خدرى: پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله گفت: آيا شما را به چيزى راهنمايى نكنم كه خدا خطاها را با آن مى پوشاند وبر نيكيها مى افزايد؟ گفته شد: چرا ، اى پيامبر خدا . فرمود : وضوى كامل گرفتن با همه سختيها و فراوان گام برداشتن به سوى اين مسجدها وانتظار كشيدن نماز پس از نماز(1)
امام صادق عليه السّلام : پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله فرمود: به انتظار نماز نشستن در مسجد، عبادت است تا آنگاه كه حدثى از او سر نزند. گفته شد: اى پيامبر خدا، چگونه حدثى؟ فرمود: غيبت كردن(2)
پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : هيچيك از شما نيست كه با طهارت از خانه اش بيرون آيد و با جماعت مسلمانان نماز بگزارد سپس به انتظار نمازى ديگر بنشيند ، جز اينكه فرشتگان مى گويند: خدايا او را بيامرز، خدايا بر او رحم كن.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 8:5  توسط مصطفي ارژنگ نيا  | 

عاشورا

واژه‏هاى عاشورا، تنها "تشنگى"، "شهادت" و "اسارت" نيست، "نماز" و "عدالت" نيز هست؛  بلكه واژه‏هاى اصلى، همين دوتاست، نماز واژه شب عاشورا است، و عدالت واژه روز عاشورا ... يعنى پيام شب عاشورا نماز است، و پيام روز عاشورا عدالت. و آن سه ) تشنگى، شهادت و اسارت)، سكوى پرتاب است، ليكن چنين درك نشد و نمى‏شود !!!!!!!

 

 

عاشورا انفجار نماز است در شهادت، و انفجار شهادت است در نماز ...

عاشورا نماز شب يازدهم است، در سكوت خروشان خيمه‏هاى سوزان ...

 

در این ایام عزیز دعا برای فرج امام زمان ( عج ) یادتان نرود .....

التماس دعا

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم بهمن 1385ساعت 8:37  توسط مصطفي ارژنگ نيا  | 

غرب و تخریب مقدسات اسلامی

این هم یک عکس از یکی از فیلم های ضد اسلامی ویژه کودکان در غرب

قضاوت با شما

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم دی 1385ساعت 14:47  توسط مصطفي ارژنگ نيا  | 

کلیات آثار نماز

سلام .

امروز قصد دارم بحث کلیات آثار نماز را به صورت مختصر و فشرده برایتان بنویسم

مرا از نظراتتان محروم نگردانید

کلیات آثار نماز

 

 

1ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : هيچ بنده اى به وقتهاى نماز و جايگاههاى خورشيد، اهتمام نمى ورزد ، جز اينكه براى او راحتى هنگام مرگ ، قطع پريشانى ها و اندوهها ونجات از آتش را ضمانت مى كنم.

2 ـ نماز از آيينهاى دين است، در آن خشنودى پروردگار جلّ جلاله است، راه روشن پيامبر است و نمازگزار محبّت فرشتگان را با خود دارد. هدايت وايمان، نور معرفت، بركت در روزى، آسايش تن، ناپسندى براى شيطان، سلاحى برابر كافر، پذيرش دعا، قبولى اعمال، توشه مؤمن از دنيا به سوى آخرت، شفيع ميان او و فرشته مرگ، انس او در گورش، فرش زيرش و پاسخ منكر و نكير است. ونماز بنده هنگام محشر، تاجى بر سر اوست و نورى بر چهره اش، پوشش كالبدش، پرده اى ميان او و آتش، حجّتى ميان او و پروردگار بزرگ و با شكوهش، نجات تنش از آتش، برگه عبور از صراط، كليدى براى بهشت، مهريه حورالعين و بهاى بهشت است. بنده با نماز در فراز مى آيد، زيرا نماز تسبيح و تهليل (لا اله الا الله گفتن و گواهى به يكتايى خدا) و سپاس و بزرگداشت و مدح و تنزيه و سخن گفتن(باخدا) و دعاست.

3 ـ نماز، ستون دين و در آن ده ويژگى است: زينت چهره، نور دل، آسايش تن، انس گورها، فروآورنده رحمت، چراغ آسمان، سنگينى ميزان، خشنودى پروردگار، بهاى بهشت و پرده اى از آتش است. هر كس آن را بر پا كند، دين را بر پا داشته و هر كس آن را رها كند، دين را نابود كرده است.

4 ـ خداوند فرشته اى به نام سخائيل دارد كه براى نمازگزاران هنگام هر نماز براتهايى از پروردگار بزرگ جهانيان مى گيرد. پس هنگامى كه مؤمنان صبح بر مى خيزند و وضو مى گيرند و نماز صبح را مى خوانند، براتى را براى آنان از خداى جلّ جلاله مى گيرد كه در آن نوشته شده است: من خداى جاويدم . بندگانم ، شما را در پناه خود قرار دادم و در سايه حمايت و نگاهبانى خود در آوردم . به عزّتم سوگند، شما را وانمى گذارم و گناهانتان تا ظهر آمرزيده شده است . پس هنگام ظهر كه بر مى خيزند و وضو مى گيرند و نماز مى خوانند، براى آنان برات دوّم را از خداى جلّ جلاله مى گيرد كه در آن نوشته شده است: من خداى توانايم . بندگانم ، بديهايتان را به نيكى تبديل كردم و گناهان كوچكتان را آمرزيدم و به سبب خشنوديم از شما، در منزلگه شكوه جايتان دادم.
برای مطالعه کامل این مطلب روی ادامه ادامه مطلب کنید.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 6:21  توسط مصطفي ارژنگ نيا  | 

نماز در کلام امير مومنان علي عليه السلام»

وصف نماز را بايد از کسي شنيد که خود به راستي اقامه کننده آن بود . کسي که نماز با تک تک سلولهاي مبارکش عجين شده و آن را با  تمام وجود برپا مي نمود .

                                             

ذره ذره خاک مدينه، مکه ، کوفه هر جايي که ايشان قدم نهاده است ، گواه راز و نيازها و نمازهاي حقيقي آن بزرگوار است . هنوز پژواک نواي دلنشين مناجات امام علي (ع) در جان هستي طنين انداز است . پس گوش جان به فرموده هاي آن امام همام مي سپاريم ، تا آداب قيام به نماز را که ستون دين است ، فرا گرفته و عامل به آن باشيم .

"اهميت و فضيلت نماز "

-شما را به نماز و مراقبت از آن سفارش مي کنم، زيرا نماز برترين عمل و ستون و اساس دين شما است . (1)

-وقتي که بنده اي سجده مي کند ، ابليس فرياد مي زند: واي برمن! او اطاعت کرد، ولي من معصيت کردم، او سجده کرد و من از اين عمل سرباز زدم.(2)

-گناهي که پس از آن مهلت يافتم تا دو رکعت نماز گزارم و از خدا اصلاح آن گناه را بخواهم، مرا اندوهگين نکرد.(3)

-نماز ستون دين است و اولين عمل انسان است که خدا بدان نظر مي کند، اگر صحيح بود ، به ساير اعمال نيز نظر مي فرمايد و اگر صحيح نباشد در هيچ عمل ديگر نمي نگرد و کسي که تارک نماز باشد بهره اي از اسلام ندارد .(4)

برای مطاله کامل این کلام گهربار روی ادامه مطلب کیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت 11:55  توسط مصطفي ارژنگ نيا  | 

غدیر از گلوى شقایق2

 

در ميدان كوفه

8.امام على(ع) در خطبه‏اى، كه در رحبه كوفه ايراد كرد، به واقعه غدير و گفتار پيامبر اكرم(ص) در آن تمسك جست. ولى در اين محفل انس بن‏مالك، كه در غدير حضور داشت، مصلحت‏ انديشى پيشه ‏كرده، از گواهى دادن سرباز زد.

ابن‏ابى‏الحديد در شرح نهج‏البلاغه چنين نقل مى‏كند:

«المشهور ان عليا عليه السلام ناشد الناس الله فى الرحبة بالكوفة، فقال: انشدكم الله رجلا سمع رسول الله صلى الله عليه و آله، يقول لى و هو منصرف من حجة الوداع: من كنت مولاه فعلى مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه، فقام رجال فشهدوا بذلك. فقال - عليه السلام - لانس بن‏مالك: «لقد حضرتها فما بالك؟. فقال: يا اميرالمؤمنين كبرت سني و صار ما انساه اكثر مما اذكر. فقال [على عليه السلام] له: ان كنت كاذبا فضربك الله بها بيضاء لا تواريها العمامة. فما مات حتى اصابه البرص‏.» (13)

مشهور است كه على عليه السلام - در رحبه كوفه مردم را سوگند داد و گفت: به خدا سوگند مى‏دهم هر كس در بازگشت رسول خدا(ص) از حجة‏الوداع از آن حضرت شنيد كه درباره من فرمود:« من كنت مولاه فعلى مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه‏» برخيزد و گواهى دهد. مردانى برخاستند و گواهى دادند. سپس على عليه السلام به انس بن مالك فرمود: تو نيز آن روز حضور داشتى، چه شده است [كه گواهى نمى‏دهى]؟ انس گفت: يا اميرالمؤمنين، سن من زياد شده و آنچه فراموش كرده‏ام بيش از چيزهايى است كه به ياد دارم. حضرت فرمود: اگر دروغگو باشى، خداوند تو را به چنان سفيدى مبتلا كند كه حتى عمامه نيز آن را پنهان نسازد. پس انس قبل از آنكه بميرد مبتلا به پيسى ‏شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم دی 1385ساعت 5:48  توسط مصطفي ارژنگ نيا  | 

غدیر از گلوى شقایق

با اين كه بيشتر مسلمانان صحت‏ حديث غدير و اعلام ولايت اميرمؤمنان على عليه السلام را پذيرفته‏اند و غالبا آن را از احاديث قطعى و متواتر مى‏دانند، باز گروهى چنين مى‏پرسند: اگر واقعا حادثه غدير خم اتفاق افتاده و بسيارى نيز شاهد آن بوده‏اند، چرا شخص اميرمؤمنان عليه السلام براى اثبات حقانيت‏ خود هرگز از آن بهره نگرفت؟ در باور اين گروه عدم استشهاد حضرت به حديث غدير نشان ‏دهنده اين حقيقت است كه يا واقعه‏اى به نام غدير در تاريخ تحقق نيافته، يا بر فرض تحقق بر امامت ‏حضرت دلالت نداشته است.

 

در پاسخ اين مطلب بايد گفت: اگر حديث غدير را از احاديث قطعى و متواتر ندانيم، بايد بپذيريم كه در ميان احاديث پيامبر اكرم(ص) و مطالب تاريخى مورد قطعى و متواتر وجود ندارد؛ علاوه بر اين، اين ادعا كه اميرمؤمنان(ع) براى اثبات حقانيت ‏خود به حديث غدير استناد نكرده، خود شاهد بى‏اطلاعى و ناآگاهى گوينده آن است.

بررسى اجمالى كتاب هاى معتبر و مورد قبول فرقه‏هاى گوناگون اسلامى نشان مى‏دهد كه حضرت على(ع) بيش از 22 بار پيرامون غدير و استشهاد به آن سخن گفته است. هر چند اين موارد در حوصله اين مقاله نمى‏گنجد و نيازمند فرصت‏ بيشتر است، ولى براى نمونه تنها ده مورد آن را نقل و در بقيه موارد تنها به ذكر منابع بسنده مى‏كنيم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 6:57  توسط مصطفي ارژنگ نيا  | 

چراغ غدير بر بام تاريخ

چراغ غدير بر بام تاريخ

 سطحى‏نگرى و كوچك ‏انديشى است، اگر «غدير» و «ولايت‏» را، نزاعى در ميان دو گروه در گذشته بدانيم.

و دور از «متن مكتب‏» است، اگر ايستادن بر كرانه جوشان «غدير» را تنها حساسيتى فرقه‏اى و جدالى مذهبى به شمار آوريم.

«غدير» همواره برپاست

صحنه تعيين «مولى‏»، و آن بيعت‌ها و استشهادها و اعتراف‌ها، هنوز هم محو نشده ‏است. بيعت‌گران نيز، صحنه را ترك نكرده‏اند. على‏رغم آنان كه سعى كرده‏اند غبارى از«نسيان‏» و پرده‏اى از «كتمان‏» بر سيماى غدير بنشانند و بيفكنند، دل‌ها و جان‌هاى بي‌شمارى هنوز هم توجه به آن دست‌هاى بلندى دارد كه دست «على‏» را گرفت و فراز آورد، تا آن خورشيد را، همه ببينند، همه بشناسند، به يكديگر و به غايبان‌ ‏از صحنه و به خبرگيران از واقعه و به جويندگان چراغ، معرفى كنند.

صحنه‏غدير، پايان نيافته است.

هنوز هم ديدگان تاريخ، در عصر حاضر، در قاره‏هاى دور دست، در جنوبى‏ترين كشورآفريقا، در شرقى‏ترين منطقه خاور دور، در مركزى‏ترين بخش اروپا و آمريكا، در پى ‏آشنايى با «خورشيد»ى هستند كه اگر بتابد، خانه‏ها را، دل‌ها را، شهرها را، انديشه‏ها را، قلمرو قلم و شعر را، پهنه ادبيات و هنر را، گستره عقيده‏ها و باورها را «روشن‏» مى‏سازد. و از «نور»، چه انتظارى است، جز درخشيدن و فروغ‏ گستردن و گرما بخشيدن؟! در غدير، دستى كه فرا رفت، دست‏ خدا بود، زبانى كه «على‏ مولاه‏» را سرود، زبان خدا بود، دستى هم كه به عنوان «مولى‏» بالا رفت و همگان ‏ديدند، دست ‏خدا بود، «على‏»، راه و صراط بود، چراغ و مشعل بود، خط سير و مسير بود، «غدير»، راهى بود كه روندگان را به «على‏» مى‏رساند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 7:55  توسط مصطفي ارژنگ نيا  | 

اذان ، آواي نيايش

ما درهرشبانه روز5 نوبت نماز مي خوانيم .

و همانطور که مي دانيم پيش از نماز ، گفتن اذان واقامه سفارش شده است .

درمجموع اين دونداي آسماني:

بيست مرتبه" حي علي الصلوة" مي گوئيم

بيست مرتبه "حي علي الفلاح" مي گوئيم

بيست مرتبه "حي علي خيرالعمل " مي گوئيم

و ده مرتبه "قدقامت الصلوة" مي گوئيم

پس با توجه به اينکه مراد از فلاح وخيرالعمل دراذان ، همان نماز است ؛ هرمسلماني در شبانه روزهفتاد مرتبه باکلمه"حي" خود و ديگران را با چنين شور ونشاطي به خواندن نماز تشويق مي کند.

چنين تشويقي در مورد هيچ عبادت ديگري صورت نگرفته است.

خصوصا اينکه  در  اسلام سفارش شده ،

اذان بلند و با صداي زيبا گفته شود وبراي آن پاداش بسيارنقل شده است.

اذان ، شکستن سکوت و دوره اي کامل از ايدئولوژي و تفکرات ناب اسلامي است.

اذان ، سرودي مذهبي باعباراتي کوتاه و پرمحتوا است.

اذان ، هشداربه غافلان است.

و در يک جمله مي توان گفت

اذان نشانه حيات معنوي است.

+ نوشته شده در  جمعه هشتم دی 1385ساعت 8:15  توسط مصطفي ارژنگ نيا  | 

در سوگ امام باقر ( ع )

سالروز شهادت ابو جعفر محمد بن علي (ع) امام پنجم از ائمه اثني عشر (ع) و هفتمين معصوم از چهارده معصوم (ع)، که در سال 114 ق. در مدينه رخ داد را به تمام شیعیان جهان تسلیت عرض می کنم

 مادر او حضرت فاطمه دختر امام حسن مجتبي (ع) است كه مكني به ام عبد الله يا ام الحسن بود و با اين ترتيب آن حضرت هم از جانب مادر و هم از جانب پدر فاطمي و  علوي بوده است، لقب ايشان به دليل دانش بيكران باقر يا باقر العلوم بوده است … صدوق و طوسي در امالي خود روايت كرده اند كه رسول الله (ص) آن حضرت را باقر ناميد و به جابر بن عبد الله انصاري فرمود: « اي جابر زمان يكي از اولاد مرا كه از فرزندان حسين است درك خواهي كرد، او هم نام من است و علم را با مهارت بسط ميدهد و ميشكافد، وقتي او را ديدي سلام مرا به او برسان».  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 7:56  توسط مصطفي ارژنگ نيا  | 

حج در كلام اميرالمومنين علي عليه السلام

سلام

این روزها همه در حال و هوای مکه هستند

براستی خوشا به سعادت آنها که هم کنون در کنار کعبه دست به دعا برداشته و برای فرج امام زمان دعا می کنند

به همین مناسبت امروز قسمتی از فرمایشات امیرالمونین درباره حج را برایتان می نویسم .

·         حج در كلام اميرالمومنين علي عليه السلام

زيارت خانه‌اش را فريضه كرد بر شما مردمان كه قبله‌اش ساخت براي همگان، و آمدنگاه مسلمانان، تا بدان درآيند چون چارپايان و بدان پناه برند چون كبوتران، و دو نشانه براي دينداران. فروتني برابر عظمت او، و اعتراف به عزّ او؛ و از آفريدگانش آن را گزيد كه چون دعوت او شنيد در گوش كشيد، و به جان و دل خريد. اينان به راه افتادند، و پا بر جاي پاي پيامبران نهادند، و چون فرشتگان گرد عرش بر پاي بندگي ايستادند. بر سودهاي روز بازار عبادت هر دم فزودند، و به هنگام تشريف، مغفرت او را از يكديگر ربودند. خدا كعبه را براي اسلام نشان،‌ و براي پناهندگان خانه امان ساخت، رفتن به سوي خانه را واجب گرداند، و حق آن را بشناساند و بندگان را به زيارت آن خواند كه فرمود: «بر هر كس كه تواند، زيارت خانه واجبي از سوي خداي بي‌شريک است،‌ و آن كه سر باز زند خدا از جهانيان بي‌نياز است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم دی 1385ساعت 6:31  توسط مصطفي ارژنگ نيا  | 

مسيحاي موعود

مسيحاي موعود

چهارم دي ماه هر سال يادآور فرخنده روز ميلاد حضرت عيسي بن مريم (ع)  است كه در تاريكي هاي جهل و خشونت، آواي خوش مهر و محبت را سرداد. پيامبري كه نه تنها در طول حيات خويش مهجور ماند بلكه با گذشت بيش از 2000 سال از ميلادش هنوز در حقيقي بودن اين نبي الهي شك مي كنند ، " برونو باوئر" و "ارنست رنان " از پيشگامان اين نظريه معتقدند كه " وجود عيسي مولود افسانه ها و ادياني بوده است كه در قرن دوم ميلادي از در هم آميخته شدن حكمت الهي يهود و الهيات يوناني و رومي پيدا شده است."(1) و يا برخي آن را زاييده خيال يهوديان به ستوه آمده از ظلم پادشاهان يهودا و امپراتوري روم مي دانند. يهودياني كه انبياي بني اسراييل در طول زماني دراز از پايان رسالت موسي (ع) در حدود قرن 14 ق م  به آنان بشارت داده بودند كه مسيحا ظهور مي كند و آنان را از ظلم ستمكاران رهايي مي بخشد و به آنان آزادي و رهايي از يوغ اسارات را هديه مي كند، پيروان اين نظريه معتقدند كه ذهن خسته و آشفته يهوديان زير ستم ، با خلق اين انسان افسانه اي به ايمان خود تجسم بخشيدند. دلايلي كه اين مدعيان ارائه مي دهند از آنجا نشات مي گيرد كه داستان هاي مربوط به حضرت مسيح (ع ) در اناجيل اربعه چنان با افسانه آميخته است كه واقعي بودن اين فرد را نامحتمل مي سازد ؛ علاوه بر اين اينان مدعي اند كه منابع تاريخ باستان در آن دوره زماني درباره اين امر مهم سكوت اختيار كرده اند؛ ويا دليل مي آورند كه اناجيل اربعه با فاصله زماني قابل توجه نسبت به زمان بعتث حضرت مسيح نگاشته شده است به طوري كه " محققين اكنون با يكديگر موافقند كه انجيل مرقس از همه اناجيل كهن تر است و شايد در حدود سال 60 ميلادي نوشته شده باشد... و انجيل متي و لوقا مربوط به بيست يا سي سال پس از تحرير انجيل مرقس هستند. "(2)

به هر حال براي آنانكه ايمان دارند و نبوت و رسالت را امري زاييده خيال رسولان و انبيا نمي دانند همين بس كه كتب آسماني به رسالت اين بزرگواران اذعان داشته و آنان را واسطه پيام ، ميان خداي يكتا و بشر مي دانند و مي نامند؛ و براي آنان كه ايمان ندارند و رسالت را امري غيرواقعي و كتب آسماني را حاصل خيالات رسولان و يا رونوشتي از اساطير باستان مي دانند ، ارائه حجت و دليل از همين كتب آسماني بي حاصل خواهد بود .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی 1385ساعت 12:6  توسط مصطفي ارژنگ نيا  | 

از آستان مهر تو

به نام يزدان پاک

خدايا! در پناه پرچم اسلام تو، به تو توسل مي جويم و به حرمت قرآن، به تو اعتماد مي کنم و با محبت پيامبرت، به درگاه تو تقرب مي جويم.

آن پيامبرامي، پيامبرهاشمي قريشي، پيامبرعرب تهامي، پيامبرمکي مدني .

پس اين دل مومن را که هواي مؤانست با تو دارد، دچار وادي وحشت مکن، اين سري که سوداي همدلي با تو دارد، بر بالين هراس مپسند.

خدايا! حساب مرا در کتاب آنان که به پرستش غير تو تن دادند، نياور، مردمي که فقط به زبان، ايمان آوردند تا جان خويش را برهانند و به آمال خويش دست يابند. ما نه فقط به زبان که هم با دل خويش به تو مومن شديم تا در آغوش عفو خودت پناهمان دهي و دستمان را به ميوه آرزوهامان برساني و اميد به خودت را در سينه هامان تثبيت کني و دلهامان را پس از هدايت از لغزش و کژي مصون بداري و از چشمه رحمت خودت سيرابمان کني که تو بخشنده اي ، بي نظيري!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 7:10  توسط مصطفي ارژنگ نيا  | 

مناجات با خدا

بسم رب المهدي

با عرض سلام و تبريك به مناسبت سالروز ميلاد خجسته هشتمين ستاره تابناك امامت و ولايت حضرت امام رضا ( ع )

اميدوارم حالتان خوب و هميشه . ايام به كامتان باشد

به مناسبت اين روز عزيز قسمتي از مناجات آن حضرت با خدا را برايتان فرستادم

اميد است كه با الگوبرداري از رفتار و كردار و گفتار اين امام همام در جهت يك زندگي سعادتمند قدم برداريم

ان شاء الله

 

                                              مناجات با خدا
بارالها!
در پيشگاه تو ايستاده ام،
و دستهايم را به سوى تو بلند كرده ام،
آگاهم كه در بندگى ات كوتاهى نموده و در فرمانبرى ات سستى كرده ام،
اگر راه حيا را مى پيمودم از خواستن و دعا كردن مى ترسيدم...
ولى … پروردگارم!
آن گاه كه شنيدم گناهكاران را به درگاهت فرا مى خوانى ،
و آنان را به بخشش نيكو و ثواب وعده مى دهى ،
...
براى پيروى ندايت آمدم،
و به مهربانى هاى مهربانترين مهربانان پناه آوردم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آذر 1385ساعت 5:53  توسط مصطفي ارژنگ نيا  | 

صلوات برتر از بيست هزار سال طاعت فرشته

صلوات برتر از بيست هزار سال طاعت فرشته

وقتي كه پيامبراكرم صلي الله عليه وآله و سلم در شب معراج به آسمان چهارم رسيد، فرشته اي را ديد كه لوحي در پيش روي خود نهاده و در آن نگاه مي كند و مانند رودي اشك از ديدگان مي ريزد.

آن ملك متوجه حضور رسول خدا صلي الله عليه وآله و سلم درآسمان چهارم نشد و لذا جبرئيل با بال خود براو زد و هنگامي كه ملك متوجه شد، بلافاصله ركاب آن حضرت را بوسيد ، تعظيم و اكرام نمود و عرض كرد: يا رسول الله مرا معذور داريد، چرا كه نور زيادي از اين لوح متصاعد بود و به همين جهت من متوجه حضور شما نشدم.

آن حضرت فرمودند: در اين لوح چه چيزي نوشته شده است؟ ملك عرض كرد، در اين لوح نوشته است: لا اله الا الله، محمد رسول الله، علي ولي الله. سپس ملك گفت كه من دو ركعت نماز بجا آورده ام كه بيست هزار سال طول كشيده است. به امر خدا پنج هزار سال در قيام و پنج هزار سال در ركوع و پنج هزار سال در سجود و پنج هزار سال درحال تشهد بودم. حالا ثواب اين نماز را به شما هديه مي كنم به امت شما. حضرت باز فرمودند كه امت من احتياج به نماز تو ندارند. پس بدان كه به عزت خدا هر كس از گناهكاران امت من يك بار صلوات بفرستند، ثواب آن از بيست هزارسال طاعت تو برتر است.

منبع:

آمالي صدوق، ج 3، ص 429/ لثالي الاخبار،ج3، ص 429

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آذر 1385ساعت 7:7  توسط مصطفي ارژنگ نيا  | 

اعتکاف

معنای لغوی اعتکاف

کلمه اعتکاف از ریشه عکف است. اهل لغت برای این ریشه، معانی گوناگونی ذکر نموده اند. از جمله: رویکرد به چیزی با توجه و مواظبت، اقبال به چیزی بی آن که روی از آن برگردد، محبوس و متوقف کردن چیزی، اقبال و ملازمت بر چیزی از روی تعظیم و بزرگداشت آن، التزام به یک مکان و اقامت در آن، اقامت، ملازمت و مواظبت، حبس و توقف.

 


تعریف اصطلاحی اعتکاف

مجموع تعاریف بالا را می توان، در یک تعریف خلاصه کرد: "اعتکاف به معنی اقامت گزیددن در جایی است به طوری که فرد معتکف خود را محبوس و ملتزم به آن مکان بداند و این التزام ناشی از اهمیت و عظمت آن موضع باشد."
بنابراین آنچه باعث تفاوت میان اعتکاف و سایر اقامتها می شود این است که در اعتکاف، یک نحوه توجه و رویکردی وجود دارد که مانع اشتغال فرد به امور دیگر، غیر از آنچه که به او روی کرده می شود.
امام خمینی (ره) در تعریف اعتکاف می گویند:

وَ هُوَ اللَّبَثُ فِی المَسجِدِ بِقَصدِ التَعّبُدِ بِهِ وَ لا یعتَبَرُ فِیه ضَمُّ قَصدِ عِبادَةٍ اُخری خارِجَةً عَنهُ وَ اِن کانَ هُو الاَحوِط؛اعتکاف، ماندن در مسجد به نیت عبادت است و قصد عبادت دیگر، در آن معتبر نیست. اگر چه احتیاط مستحب نیت عبادتی دیگر، در کنار اصل ماندن می باشد.


ارکان اعتکاف: ارکان عبادت یعنی اجزایی که اگر عمداً یا هوا ترک شوند، آن عبادت باطل می شود. اعتکاف نیز ارکانی دارد که عبارت اند از 1) نیت؛ 2) توقف در مسجد جامع شهر یا مساجد چهار گانه معروف؛ 3 کمتر از سه روز نبودن اعتکاف؛ 4) روزه دار بودن معتکف در ایام اعتکاف. توضیح بیشتر درباره ارکان و سایر شرایط اعتکاف را در این جا بخوانید.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 6:14  توسط مصطفي ارژنگ نيا  | 

با غار حرا بیشتر آشنا شویم

بسم الله الرحمن الرحیم

حراء نام کوهی است در شمال شرقی مکه که حدود 5/4 کیلومتر با این شهر فاصله دارد

در کوه حراء غاری است که عبادتگاه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پیش از بعثت بوده است. پیامبر سالی یک ماه در آن غار به عبادت خدا می‌پرداخت و پس از پایان ماه، ابتدا به کنار کعبه می‌رفت و هفت بار یا بیشتر طواف می‌کرد، آنگاه به خانه بازمی‌گشت.
پس از سال‌ها عبادت، سرانجام جبرئیل به دستور خداوند اولین آیات قرآن ( آیه‌های نخست سوره علق ) را در این غار بر او نازل کرد.
کوه حراء که به آن «جبل النور»، «جبل القرآن» و «جبل الاسلام» نیز می‌گویند از مهم‌ترین و متبرک‌ترین نقاط مکه و از آثار مذهبی و مقدس باقیمانده از عصر رسالت به شمار می‌رود و بسیاری از مسلمانان در ایام حج و عمره، به زیارت غار حرا می‌روند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 5:47  توسط مصطفي ارژنگ نيا  | 

موانع پذیرش نماز

سلام

امروز می خواهم از یکی از مسائل مهم درباره نماز که شاید خیلی ها به آن توجه ندارند برایتان بنویسم

امید است مورد توجه شما کاربران و دوستان گرامی قرار گیرد

 

موانع پذیرش نماز

 

 

1 ـ پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله : پنج نفر نمازى ندارند: زنى كه شوهرش بر او خشمگين است ... و شخصى كه با برادرش قطع رابطه كرده و بيش از سه روز با او گفتگو نكند و آن كه پيوسته شراب مى نوشد و امام گروهى كه براى آنان نماز مى خواند و حال آنكه او را دوست ندارند.

2 ـ نماز سه نفر، از بالاى سرشان، يك وجب هم بالا نمى رود: مردى كه امام جماعت گروهى شده است، حال آن كه از او ناخشنودند، زنى كه شب را به روز مى برد و حال آنكه شوهرش بر او خشمگين است و دو برادر از هم جدا شده .

3 ـ خدا تا چهل روز نماز آن را كه شراب مى نوشد تامست شود نمى پذيرد[1].

4 ـ خداى متعال ، تا چهل شبانه روز نماز و روزه غيبت كننده از مرد يا زن مسلمان را نمى پذيرد ، مگر اينكه غيبت شونده از او درگذرد.

5 ـ خداوند به من وحى كرد كه اى از تبار رسولان و بيم دهندگان، قومت را بترسان از اينكه به خانه اى از خانه هاى من درآيند در حالى كه چيزى از بندگانم به ستم نزد آن ها باشد كه پيوسته او را در طول ايستادن به نماز در پيشگاهم، لعنت مى كنم تا آنگاه كه آنچه را به ستم گرفته باز گرداند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 7:29  توسط مصطفي ارژنگ نيا  | 

شب نيمه شعبان است، برخيز اي محمد!

بسم رب المهدی

نيمه ‏شعبان در اذهان شيعيان و محبان اهل ‏بيت عليهم‏السلام، به عنوان روز ميلاد نجات بخش موعود معنا و مفهوم مى‏يابد. روز ميلاد بزرگ مردى كه انسانيت، ظهور او را به انتظار نشسته و عدالت ‏براى پاي بوس قدمش لحظه شمارى مى‏كند.

نيمه شعبان اگر چه شرافتش را وامدار مولود خجسته‏اى است كه در اين روز زمين را با قدوم خويش متبرك ساخته است، اما همه عظمت آن در اين خلاصه نشده و در تقويم عبادى اهل ايمان نيز از جايگاه و مرتبه والايى برخوردار است.

در رواياتى كه از طريق شيعه و اهل ‏سنت نقل شده فضيلت هاى بسيارى براى عبادت و راز نياز در شب و روز خجسته نيمه ‏شعبان بر شمرده شده است و اين خود تمثيل زيبايى است از اين موضوع كه براى رسيدن به صبح  وصال موعود بايد شب وصل با خدا را پشت‏ سرگذاشت، و تا زمانى كه منتظر، عمر خويش را در طريق كسب صلاح طى نكند نمى‏تواند شاهد ظهور مصلح موعود باشد.

با توجه به اهميت فراوانى كه در روايات به شب نيمه ‏شعبان‏ داده ‏شده و حتى آن را هم پايه شب قدر شمرده‏اند، در اين مجال برخى از روايت هايى را كه در بيان مقام و منزلت اين شب روحانى وارد شده‏اند مورد بررسى قرار مى‏دهيم. باشد تا خداوند ما را به عظمت اين شب مقدس واقف گرداند و توفيق بهره‏ بردارى از بركات آن را عطا فرمايد:

از پيامبر گرامى اسلام صلى‏الله ‏عليه ‏و آله، در زمينه موضوع محل بحث روايت هاى بسيارى نقل شده كه يكى از آنها به اين شرح است:

« شب نيمه شعبان در خواب بودم كه جبرييل به بالين من آمد و گفت: اى محمد! چگونه در اين شب خوابيده‏اى؟ پرسيدم: اى جبرييل! مگر امشب چه شبى است؟ گفت: شب نيمه شعبان است. برخيز اى محمد! پس مرا از جايم بلند كرد و به سوى بقيع برد، در آن حال گفت: سرت را بلند كن! امشب درهاى آسمان گشوده مى‏شوند، درهاى رحمت‏ باز مى‏گردند و همه درهاى خشنودى، آمرزش، بخشش، بازگشت، روزى، نيكى و بخشايش نيز گشوده مى‏شوند. خداوند در اين شب به تعداد موها و پشم هاى چارپايان - بندگانش را از آتش جهنم-  آزاد مى‏كند. امشب خداوند زمان هاى مرگ را ثبت و روزي هاى يك سال را تقسيم مى‏كند و همه آنچه را كه در طول سال واقع مى‏شود نازل مى‏سازد. اى محمد! هر كس امشب را با منزه داشتن خداوند (تسبيح)، ذكر يگانگى او (تهليل)، ياد بزرگى او ( تكبير)، راز و نياز با او ( دعا)، نماز، خواندن قرآن، نمازهاى مستحبي (تطوع) و آمرزش خواهى (استغفار) صبح كند، بهشت جايگاه و منزل او خواهد بود و خداوند همه آنچه را كه پيش از اين انجام داده و يا بعد از اين انجام مى‏دهد، خواهد بخشيد ... » (1)

يكى از همسران پيامبراكرم صلى‏الله عليه و آله، حالات ايشان را در شب نيمه شعبان چنين بيان مى‏كند:

« در يكى از شب ها كه پيامبر خدا صلى‏الله عليه و آله، در نزد من بود ناگهان متوجه شدم كه ايشان بستر خود را ترك كرده است، ‏به جستجوى ايشان پرداختم، به ناگاه ديدم كه حضرت مانند جامه‏اى كه بر زمين افتاده باشد به سجده رفته و چنين راز و نياز مى‏كند:

«اصبحت اليك فقيرا خائفا مستجيرا فلا تبدل اسمى ولاتغير جسمى ولاتجهد بلائى واغفرلى‏»؛ به سوى تو آمدم در حالى كه تهيدست، ترسان و پناه جويم، پس نام مرا برمگردان، جسم مرا تغيير مده، گرفتاريم را افزون مساز و از من در گذر.

آنگاه سر خود را بلند كرد و بار ديگر به سجده رفت و در آن حال شنيدم كه مى‏فرمود:

« سجد لك سوادى و خيالى و امن بك فوادى هذه يداى بما جنيت على نفسى يا عظيم ترجى لكل عظيم اغفرلى ذنبى العظيم فانه لايغفرالعظيم الاالعظيم ‏»؛ سراپاى وجودم براى تو سجده كرده و قلبم به تو ايمان آورده است؛ اين دو دست من با همه جنايتى كه برخود روا داشته‏ام، پس اى بزرگى كه براى هر كار بزرگى اميدها به سوى تو است؛ از گناهان بزرگ من در گذر، چرا كه از گناهان بزرگ در نمى‏گذرد مگر پروردگار بزرگ.

 

بعد از اداى اين كلمات سر خود را بلند كرده و براى سومين بار به سجده رفت و اين جملات را بر زبان جارى ساخت:

«اعوذ برضاك من سخطك و اعوذ بمعافاتك من عقوبتك و اعوذ بك منك انت كما اثنيت على نفسك و فوق ما يقول القائلون‏»؛ از خشم تو به خشنوديت پناه مى‏برم، از كيفر تو به بخشش‏ات پناهنده مى‏شوم و از تو به سوى خودت پناه مى‏جويم. تو همان ‏گونه‏اى كه خود توصيف كرده‏اى و بالاتر از آنى كه گويندگان مى‏گويند.

لحظاتى ديگر سر از سجده برداشت و دوباره به سجده رفت در حالى كه مى‏فرمود:

« اللهم انى اعوذ بنور وجهك الذى اشرقت له‏ السموات والارض و قشعت ‏به ‏الظلمات و صلح به امرالاولين والاخرين ان يحل على غضبك او ينزل على سخطك اعوذبك من زوال نعمتك و فجاة نقمتك و تحويل عافيتك و جميع سخطك لك العتبى فيما استطعت و لاحول ولا قوة الا بك‏»؛ خدايا به نور وجه تو كه آسمانها و زمين از آن روشن شده، تاريكي ها با آن از بين رفته و كار پيشينيان و آيندگان با آن اصلاح شده‏ است پناه مى‏برم، از اين كه به خشم تو گرفتار شوم و يا دشمنى تو بر من نازل شود. پناه مى‏برم به تو از زوال نعمتت، نزول ناگهانى عذابت، دگرگونى سلامتى‏ات و همه آنچه كه خشم تو را در پى دارد. خشنودى نسبت ‏به آنچه من در توان دارم از آن تو است و هيچ حركت و نيرويى نيست مگر به سبب تو.

چون اين حال را از پيامبر ديدم او را رها كردم و شتابان به طرف خانه حركت كردم. نفس ‏نفس زنان به خانه رسيدم. وقتى پيامبر صلى‏الله عليه و آله، به خانه برگشتند و حال مرا ديدند گفتند: چه شده است كه اين چنين به نفس نفس افتاده‏اى؟

گفتم: من اى رسول خدا به دنبال شما آمده بودم، پس فرمود:

آيا مى‏دانى امشب چه شبى است؟! امشب شب نيمه شعبان است، در اين شب اعمال ثبت مى‏گردند، روزي ها قسمت مى‏شوند، زمانهاى مرگ نوشته مى‏شوند و خداوند تعالى همه را مى‏بخشد مگر آن كه به خدا شرك ورزيده يا به قمار نشسته است. يا قطع رحم كرده يا برخوردن شراب مداومت ورزيده يا برانجام گناه اصرار ورزيده است ... » (2)

پرسشى كه با مطالعه روايت هاى بالا به ذهن خطور مى‏كند اين است كه چرا با اين كه در بسيارى از روايات تصريح شده كه تعيين زمان مرگ مردمان و تقسيم روزى آنها در شب قدر و در ماه مبارك رمضان صورت مى‏گيرد، در دو روايت ‏ياد شده شب نيمه شعبان به عنوان زمان تقدير امور مزبور ذكر شده است؟

مرحوم سيد بن طاووس (م‏664 ق) در پاسخ پرسش ياد شده مى‏گويد:

« شايد مراد روايات مزبور اين باشد كه تعيين زمان مرگ و تقسيم روزى به صورتى كه احتمال محو و اثبات آن وجود دارد، در شب نيمه شعبان صورت مى‏گيرد، اما تعيين حتمى زمان مرگ و يا تقسيم حتمى روزي ها در شب قدر انجام مى‏شود. و شايد مراد آنها اين باشد كه در شب نيمه شعبان امور مزبور در لوح محفوظ تعيين و تقسيم مى‏شوند، ولى تعيين و تقسيم آنها در ميان بندگان در شب قدر واقع مى‏شود. اين احتمال هم وجود دارد كه تعيين و تقسيم امور ياد شده در شب قدر و شب نيمه ‏شعبان صورت گيرد، به اين معنا كه در شب نيمه شعبان وعده به تعيين و تقسيم امور مزبور در شب قدر داده مى‏شود. به عبارت ديگر امورى كه در شب قدر تعيين و تقسيم مى‏گردند، در شب نيمه شعبان به آنها وعده داده مى‏شود. همچنان كه اگر پادشاهى در شب نيمه شعبان به شخصى وعده دهد كه در شب قدر مالى را به او مى‏بخشد، در مورد هر دو شب اين تعبير صحيح خواهد بود كه بگوييم مال در آن شب از آن حضرت چنين بخشيده شده است.» (3)

كميل بن زياد از ياران امام على عليه‏السلام، چنين روايت مى‏كند كه:

در مسجد بصره در نزد مولايم اميرالمؤمنين نشسته بودم و گروهى از ياران آن حضرت نيز حضور داشتند، در اين ميان يكى از ايشان پرسيد: معناى اين سخن خداوند كه: « فيها يفرق كل امر حكيم‏»؛ (4) در آن شب هر امرى با حكمت معين و ممتاز مى‏گردد، چيست؟ حضرت فرمودند:

«قسم به كسى كه جان على در دست اوست همه امور نيك و بدى كه بر بندگان جارى مى‏شود، از شب نيمه شعبان تا پايان سال، در اين شب تقسيم مى‏شود. هيچ بنده‏اى نيست كه اين شب را احياء دارد و در آن دعاى خضر بخواند، مگر آن كه دعاى او اجابت‏ شود.» پس از آن كه امام از ما جدا شد، شبانه به منزلش رفتم. امام پرسيد: چه شده است اى كميل؟ گفتم اى اميرمؤمنان آمده‏ام تا دعاى خضر را به من بياموزى، فرمود:

بنشين اى كميل! هنگامى كه اين دعا را حفظ كردى خدا را در هر شب جمعه، يا در هر ماه يك شب، يا يك بار در سال يا حداقل يك بار در طول عمرت، با آن بخوان، كه خدا تو را يارى و كفايت مى‏كند و تو را روزى مى‏دهد، و از آمرزش او برخوردار مى‏شوى، اى كميل! به خاطر زمان طولانى كه تو با ما همراه بوده‏اى بر ما لازم است كه درخواست تو را به بهترين شكل پاسخ دهيم، آنگاه دعا را چنين انشاء فرمود...» (5)

شايان ذكر است كه اين دعا همان دعايى است كه امروزه آن را با نام « دعاى كميل‏» مى‏شناسيم.

اميرمؤمنان على عليه‏السلام، در روايتى ديگر در فضيلت ‏شب نيمه شعبان چنين مى‏گويد:

«در شگفتم از كسى كه چهار شب از سال را به بيهودگى بگذراند: شب عيد فطر، شب عيد قربان، شب نيمه شعبان و اولين شب از ماه رجب.‏» (6)

از امام صادق عليه‏السلام، روايت ‏شده كه پدر بزرگوارشان در پاسخ كسى كه از فضيلت‏ شب نيمه شعبان از ايشان پرسيده بود فرمودند:

« اين شب برترين شب ها بعد از شب قدر است، خداوند در اين شب فضلش را بربندگان جارى مى‏سازد و از منت ‏خويش گناهان آنان را مى‏بخشد، پس تلاش كنيد كه در اين شب به خدا نزديك شويد. همانا اين شب، شبى است كه خداوند به وجود خود سوگند ياد كرده كه در آن درخواست كننده‏اى را، مادام كه درخواست گناه نداشته باشد، از درگاه خود نراند. اين شب، شبى است كه خداوند آن را براى ما خاندان قرار داده است، همچنان كه شب قدر را براى پيامبر ما، قرار داده است. پس بر دعا و ثناى بر خداوند تعالى بكوشيد، كه هر كس در اين شب صد مرتبه خداوند را تسبيح گويد، صد مرتبه حمدش را بر زبان جارى سازد، صد مرتبه زبان به تكبيرش گشايد و صد مرتبه ذكر يگانگى (لااله‏الاالله) او را به زبان آورد، خداوند از سر فضل و احسانى كه بر بندگانش دارد، همه گناهانى را كه او انجام داده بيامرزد و درخواست هاى دنيوى و اخروى او را برآورده سازد، چه درخواست هايى كه برخداوند اظهار كرده و چه درخواست هايى كه اظهار نكرده و خداوند با علم خود بر آنها واقف است و ... » (7)

در اين مجال فرصت پرداختن به همه روايت هايى كه در فضيلت‏ شب و روز نيمه شعبان وارد شده‏اند نيست (8) و گمان مى‏كنيم كه روايت هاى ياد شده براى ارائه تصويرى روشن از جايگاه برجسته شب نيمه شعبان در ميان ديگر شب هاى سال كافى باشند. اما چنان كه در ابتداى سخن نيز گفته شد، شرافت اين شب خجسته، علاوه بر همه آنچه كه بيان شد، به اعتبار مولود مباركى است كه در اين شب قدم به عرصه خاك نهاده است. وجود مقدسى كه سال ها پيش از تولدش مژده ميلاد او به مسلمانان داده شده بود و شايد همه عظمت اين شب و تكريم و بزرگداشتى كه در كلمات معصومان عليهم‏السلام، از آن شده است ‏به خاطر وجود همين مولود مبارك باشد. چنان كه بزرگانى چون سيد بن ‏طاووس به اين موضوع اشاره كرده و بر همگان لازم دانسته‏اند كه در اين شب خداى خويش را به سبب منت ‏بزرگى كه با ميلاد امام عصرعليه ‏السلام، بر آنها نهاده سپاس گويند و تا آنجا كه در توان دارند شكر اين نعمت الهى را به جاى آورند. (9)

در يكى از دعاهايى كه در شب نيمه شعبان وارد شده است چنين مى‏خوانيم:

« اللهم بحق ليلتنا هذه و مولودها و حجتك و موعودها التى قرنت الى فضلها فضلا فتمت كلمتك صدقا و عدلا لا مبدل لكلماتك ...» (10) ؛ بار خدايا تو را مى‏خوانيم به حق اين شب و مولود آن، و به حق حجتت و موعود اين شب، كه فضيلتى ديگر بر فضيلت آن افزودى و سخن تو از روى راستى و عدالت ‏به حد كمال رسيده و هيچ كس را ياراى تبديل و تغيير سخنان تو نيست.

مطابق روايت هاى بسيارى كه شيعه و اهل سنت آنها را نقل كرده‏اند ميلاد خجسته امام عصرعليه ‏السلام، در شب نيمه شعبان سال 255 ق واقع شده و باعث مزيد فضيلت اين شب مبارك گشته است. (11)

اميد که خداي متعال توفيق درک اين شب عزيز را به ما عنايت فرمايد.

پى‏نوشت ها:

1. ابن طاووس، على بن موسى، اقبال ‏الاعمال، ص 212، بيروت، مؤسسه‏ الاعلمى ‏للمطبوعات،1417 ق/  المجلسى، محمدباقر ، بحارالانوار، ج 98، ص‏413، بيروت، مؤسسه‏الوفاء،1403 ق.

2. ابن‏ طاووس، على بن موسى، همان، صص‏217 -216.

3. همان ، ص 214.

4. سوره دخان (44) آيه 4. ( لازم به توضيح است كه غالب مفسران آيه ياد شده را ناظر به شب قدر دانسته‏اند.ر.ك: الطباطبايى، سيد محمد حسين، تفسيرالميزان، ج 18، ص 130، قم ، انتشارات اسلامى.)

5. ابن طاووس، على بن موسى، همان، ص 220.

6. المجلسى، محمدباقر، همان، ج 94، ص‏87 ، ح 12.

7.ابن‏ طاووس، على بن موسى، همان ، ص‏209/  المجلسى ، محمد باقر، همان، ج 94 الصدوق، محمد بن على بن الحسين، همان، ج 2، ص 424، ح 1.

8. ابن ‏طاووس، على بن موسى، همان ص‏209/  المجلسى، محمد باقر، همان، ج 94، ص 85 ، ح 5.

9. ابن ‏طاووس، على بن موسى، همان، صص‏237-207/  المجلسى، محمدباقر، همان.

10. ابن ‏طاووس، على بن موسى، همان ، ص‏219.

11. الكلينى، محمد بن يعقوب، الكافى، ج‏1، ص 514، تهران ، دارالكتب‏الاسلاميه، 1365، الصدوق، محمدبن على ‏بن‏الحسين، كمال‏الدين و تمام‏النعمة، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1395ق، ج 2، ص‏432/  شبراوى، عبدالله بن محمد، الاتحاف تجب الاشراف، ص‏179/  ابن صباغ ‏المالكى، نورالدين على بن محمد، الفصول المهمة فى معرفة الائمة ، ص 310.

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 6:57  توسط مصطفي ارژنگ نيا  | 

شنيدن كي بود مانند ديدن ؟؟؟/

به نام خدا

با عرض سلام

تا به حال اين ضرب المثل را  زياد شنيده ايد كه :

در خانه اگر كس است

                   يك حرف بس است

 

پس كليك كنيد !!!!!!!!!!!

 

مخلص

بي ريا

پرهيزگار

عاشق

نوراني

عاشق امام رضا

 

   و اين داستان ادامه دارد ................

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 6:21  توسط مصطفي ارژنگ نيا  | 

بدون شرح

حقیقت نماز

 

ـ احمد بن عبدالله: امير مؤمنان هنگام عبور از صحن «بيت الله الحرام»، نگاهش به مردى افتاد كه نيكو نماز مى خواند . پس فرمود: اى مرد، حقيقت نمازت را مى شناسى؟ مرد گفت: اى پسر عموى بهترين آفريده خدا، آيا نماز حقيقتى جز عبوديت دارد؟ علىّ عليه السّلام فرمود: بدان اى مرد، همانا خداوند تبارك و تعالى پيامبرش را به كارى از كارها برنيانگيخته جز اينكه متشابه و تأويل و تنزيل دارد و همه اين ها بر اساس عبوديت است. پس هر كس حقيقت نماز را نشناسد، همه نمازهايش، ناقص و ناتمام است.

2 ـ شيخ صدوق: مردى از اميرمؤمنان پرسيد: اى پسر عموى بهترين آفريده خداوند متعال، معناى بالا بردن دستها در تكبير نخست چيست؟ فرمود: معنايش اين است: خدا بزرگتر ، يكتا و بى همتاست، مانند ندارد، با دست لمس نمى شود و حواس پنجگانه، او را در نمى يابد.

3 ـ احمد بن علىّ راهب: مردى به اميرمؤمنان عرض كرد: اى پسر عموى بهترين آفريده خدا، معنى سجده نخست ، چيست؟ فرمود: حقيقتش اين است: خدايا همانا تو مرا از آن ـ يعنى از زمين ـ آفريدى و (معناى) سربرداشتن:و ما را از آن خارج كردى و (معناى) سجده دوّم: و به آن باز مى گردانى و (معناى) سربرداشتن از سجده دوم: و بار ديگر ما را از آن خارج مى كنى. آن مرد گفت: (معناى) بلند كردن پاى راست و افكندن [بر] پاى چپ در تشهد چيست؟ فرمود: حقيقتش اين است: خدايا، باطل را بميران و حق را بر پادار[1].

4 ـ امام علىّ عليه السّلام ـ در معناى گفته امام جماعت: السلام عليكم ـ فرمود: همانا امام، گفته خدا را تفسير مى كند ودر ترجمه آن به جماعت نمازگزار مى گويد (اين نماز) امانى براى شما از عذاب خدا در روز قيامت، است.ادامه مطلب را کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 7:23  توسط مصطفي ارژنگ نيا  | 

عید بزرگ مبعث

 بسم الله الرحمن الرحيم 

دوستان سلام .

عيد مبعث را به پيشگاه مقدس امام زمان و همه مسلمانان دنيا تبريك و تهنيت عرض مي كنم.                                 

به به که چه روزخرم آمد           مبعوث نبی اکرم آمد

بس عيد فرا رسيد بی شک         عيدی نبود چنين مبارک

از بعثت او جهان جوان شد          گيتی چو بهشت جاودان شد

اين عيد به اهل دين مبارک         بر جمله مسلمين مبارک

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 6:54  توسط مصطفي ارژنگ نيا  | 

بعثت

«بعثت‏» انقلاب بزرگ برضد جهل، گمراهى، فساد و تباهى است. و سزاوار منت‏گذارى خداوند و در بردارنده حكمت و تربيت است. بحث درباره آن گسترده ، عميق و از زواياى مختلف قابل بررسى است. در اين نوشتار به مباحثی از جمله آغاز بعثت، نخستين آيات نازل شده، منت گذاری خدا برای بعثت و فلسفه و اهداف بعثت می پردازيم.  

                           

آغاز بعثت

سرآغاز تاريخ اسلام از روزى شروع مى‏شود كه پيامبراسلام صلى الله عليه و آله در خلوت محبوب، در دل غارى كه در دامن كوهى در شمال مكه بود، صدايى شنيد:

«يا محمد اقرا» ; اى محمد! بخوان! (او شگفت زده) گفت: چه بخوانم؟ گفت: اى محمد!

«اقرا باسم ربك الذى خلق، خلق الانسان من علق، اقرا و ربك الاكرم، الذى علم بالقلم، علم الانسان ما لم يعلم.» (علق/آيات5-1)

بخوان به نام پروردگارت كه (جهان را) آفريد. همان كه انسان را از خون بسته‏اى خلق كرد. بخوان كه پروردگارت از همه بزرگوارتر است، همان كه به وسيله قلم تعليم نمود و به انسان آنچه را نمى‏دانست، ياد داد.

جبرئيل به حضرت محمد (ص) فرمود:

«ارسلنى الله اليك ليتخذك رسولا»

خداوند مرا به سوى تو فرستاده است، تا تو را پيامبر اين امت قرار دهم.

حضرت محمد (ص) هرساله مدتى به كوه «حرا»  مى‏رفت و به عبادت و راز و نياز و تفكر مى‏پرداخت تا اين كه روزى فرشته‏اى به او گفت: اى محمد! بخوان! محمد (ص) گفت: چه بخوانم؟ فرشته آيات آغازين سوره علق را بر وى قرائت كرد و پيامبر (ص) نيز آن‏ها را خواند.

آغاز بعثت رسول خدا صلى الله عليه و آله چه زمانى است؟ ديدگاه معروف و مورد اتفاق شيعه اماميه، 27 رجب است. اما در ميان دانشمندان اهل‏سنت، در زمان دقيق آن اختلاف زيادى است. برخى از اهل ‏سنت مبعث را در رمضان و برخى ديگر در ربيع الاول دانسته‏اند. در مورد روز مبعث نظرهاى متفاوتى ارائه شده است:

الف) 17 رمضان: طبرى در تاريخ الرسل و الملوك و ابن سعد در طبقات الكبرى به اين قول اشاره نموده‏اند.

ب) 18 رمضان: ابن اثير در الكامل فى التاريخ  اين ديدگاه را به ابوقلابه عبدالله بن زيد جرمى - از محدثان اهل سنت - نسبت داده و طبرى  نيز بدان اشاره نموده است.

ج) 19 رمضان: ابن اثير به اين ديدگاه نيز اشاره نموده است.

د) 20 رمضان: يعقوبى در تاريخ خود روايت كرده است كه ده روز مانده به آخر رمضان، در روز جمعه پيامبر (ص) مبعوث شد.

نخستين آيات

هماهنگى آغاز بعثت ‏با نازل شدن نخستين آيات قرآن كريم، باعث ‏شده است تا مورخان، مفسران و دانشمندان علوم قرآنى و حديث ‏به بررسى و تعيين نخستين آيات نازل شده برپيامبر (ص) بپردازند. ديدگاه‏هايى در اين باره وجود دارد كه مهم‏ترين آن‏ها عبارتند از:

1- پنج آيه نخست ‏سوره علق.

2- سوره فاتحة الكتاب.

3- سوره مدثر.

ديدگاه نخست پرطرفدارترين ديدگاه در ميان مورخان، مفسران و دانشمندان علوم قرآنى و حديث مى باشد. از ميان مورخان; مسعودى ، ابن‏هشام  ، ابن‏اثير  ، طبرى  ، و يعقوبى در كتاب‏هاى خود و از ميان مفسران شيعه، صاحبان تفاسير: تبيان، مجمع البيان، الميزان، نمونه و از ميان مفسران اهل‏سنت; صاحبان تفاسير: طبرى (كه حدود يازده روايت در اين باره ذكر مى‏كند.) ، درالمنثور، انوارالتنزيل و اسرارالتاويل (معروف به تفسير بيضاوى) و تفسيرالقرآن العظيم جزو طرفداران اين نظريه هستند.

از ميان كتاب‏هاى علوم قرآنى مى‏توان به «الاتقان » ، «التمهيد فى‏علوم القرآن  » ، «البرهان » ، و... اشاره نمود.

براساس روايات رسيده از امامان معصوم عليهم السلام آيات آغازين سوره علق را نخستين آيات نازل شده در غار حرا مى‏دانند. امام صادق عليه السلام مى‏فرمايد: «اول ما نزل على رسول الله صلى الله عليه و آله بسم الله الرحمن الرحيم، اقرا باسم ربك...» ; نخستين آياتی كه بر رسول خدا صلى الله عليه و آله نازل شد، «...اقرا باسم ربك...» بود.

امام هادى عليه السلام نيز فرمود: جبرئيل به محمد صلى الله عليه و آله گفت:

«اقرا قال: و ما اقرا قال: اقرا باسم ربك الذى خلق.»

طبرى از علماى اهل سنت در تفسير خود، 11 روايت و سيوطى  15 روايت نقل مى‏كند، مبنى براين كه در آغاز بعثت نخستين آيات سوره علق بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شده است.

طرفداران ديدگاه دوم اندك است. صريح‏ترين كسى كه در اين زمينه سخن گفته، «زمخشرى‏» در تفسير «كشاف‏»  است.

ديدگاه سوم روايتى است كه از جابر  نقل شده است. اگرچه هركدام از اين دو ديدگاه ممكن است طرفداران اندكى نيز داشته باشند، اما در برابر سيل نظريات مورخان ، مفسران و دانشمندان علوم قرآنى و نيز روايات فراوانى كه به برخى از آن‏ها اشاره شد و نيز ادعاى اجماع امت  مسلمان را به سادگى نمى‏توان رها كرد و از كنار آن گذشت.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 6:46  توسط مصطفي ارژنگ نيا  | 

بعثت و منت

در نفس انسان نيازها و غرايز گوناگونى قرار داده شده است كه همگى طالب ارضا و هدايت صحيح هستند. خداوند متعال براى هدايت انسان، بهترين ابزار را در اختيار او قرار داده و امكانات متعددى به او عطا كرده است، تا هم بتواند نيروى خود را صرف ارضاى نفسانيات كند و هم با امكانات و نيروى داده شده، بر خواهش‏هاى نفسانى غلبه کند و كشش‏هاى درونى را تحت نظم و ضابطه در آورد. دو راهنما نيز در اختيار او قرار داده است تا حق را از باطل و سره را از ناسره متمايز كند; يكى در درون انسان كه عقل است  و ديگرى پيامبران الهى كه اين راهنما از طريق وحى براى انسان فرستاده مى‏شود تا تمام رفتارها را به انسان بياموزد و حدود و مقررات آن را نيز روشن نمايد، چون عقل داراى خطا و نقصان است.

                                          

برترين هادى، آن است كه داراى مقام عصمت و مرتبط با وحى باشد، تنها راه آن، بعثت است. پس بعثت‏ بزرگ ترين نعمت ‏خداوند بربشراست و جا دارد كه خداوند براين نعمت منت گذارد و اين احسان و نيكويى را به رخ آنان بكشد، چنان كه مى‏فرمايد:

«لقد من الله على المؤمنين اذ بعث فيهم رسولا من انفسهم يتلوا عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمة و ان كانوا من قبل لفى ضلال مبين‏» (آل عمران/ 164)

خداوند برمؤمنان منت نهاد (نعمت ‏بزرگى بخشيد)، هنگامى كه درميان آن‏ها پيامبرى از خودشان برانگيخت كه آيات او را برآن‏ها بخواند و آن‏ها را پاك كند و كتاب و حكمت ‏بياموزد و البته پيش از آن در گمراهى آشكار بودند.

خداوند در آيه فوق به خاطر بعثت پيامبراسلام صلى الله عليه و آله برمؤمنان منت مى‏نهد و اين نعمت ‏بزرگ و معنوى را به رخ آنان مى‏كشد.

ممكن است كسى تصور كند كه منت گذارى، كار صحيحى نيست، چرا خداوند در اين جا منت مى‏گذارد؟ مگر بعثت چه ويژگى هايى دارد و هدف از آن چيست؟

واژه منت از «من‏» به معناى چيزى است كه با آن وزن مى‏كنند (سنگ كيلو) . و نيز به معناى نعمت ‏سنگين و باعظمت نيز به كار مى‏رود. بنابراين هر نعمت ‏سنگين و گرانبهايى را منت گويند. كاربرد اين واژه دو گونه است: قولى و فعلى  .

اگر كسى عملا نعمت ‏بزرگى به ديگرى بدهد، اين همان منت عملى است كه بيشتر در مسائل تربيتى و هدايتى و معنوى كاربرد دارد و پسنديده و ارزنده است. كه برخى گفته‏اند: اين منت مختص به خداى متعال است. اگر كسى كار كوچك خود را با سخن گفتن بخواهد به رخ ديگرى بكشد و آن را بزرگ جلوه دهد، كارى است ‏بسيار زشت، كه اين از منت‏هاى بشرى است. در نتيجه، منت‏گذارى بربخشيدن نعمت‏هاى بزرگ كه از جمله آن‏ها نعمت رسالت است، منتى زيباست و «من الله‏» يعنى انعم الله، خداوند نعمت ‏بزرگى بخشيد و در اختيار مؤمنان قرار داد. چنان كه در جاى ديگر خداوند به خاطر هدايت كردن انسان‏ها به ايمان، بر آن‏ها منت مى‏گذارد. «بل الله يمن عليكم ان هداكم للايمان‏».(حجرات/17 )

اگر مسلمانان به خاطر پذيرفتن اسلام، مشكلات و خسارت‏هاى زيادى متحمل شده‏اند، نبايد فراموش كنند كه خداوند بزرگ‏ ترين نعمت را در اختيار آن‏ها گذاشته و پيامبرى مبعوث كرد تا انسان‏ها را تربيت كند و از گمراهى‏ها باز دارد. بنابراين هر اندازه براى حفظ اين نعمت ‏بزرگ تلاش و كوشش شود و هر بهايى پرداخته شود، بازهم ناچيز است.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 6:44  توسط مصطفي ارژنگ نيا  | 

فلسفه و اهداف بعثت

پس از قرن‏ها تحقيق و بررسى درباره مسائل دينى، هنوز پرده از اسرار بسيارى از آن‏ها برداشته نشده است، كه از جمله آن‏ها اسرار نهفته نبوت و بعثت است،اگرچه از ظواهر آيات قرآن مى‏توان استفاده كرد كه بعثت پيامبران الهى، به ويژه پيامبراسلام صلى الله عليه و آله داراى اهدافى مى‏باشد كه بيان خواهد شد و تنها در آيه مورد بحث كه خداوند بر مؤمنان منت گذارده است، به سه برنامه از مهم‏ترين آن‏ها اشاره شده است:

«يتلوا عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمة‏»

1- تلاوت آيات الهى

«يتلوا» از واژه «تلاوت‏» به معناى پى‏درپى آوردن، پيروى كردن و خواندن با نظم است،  كه شامل پيروى كردن در حكم وخواندن منظم آيات الهى همراه باتدبر نيز مى‏شود، گويا تلاوت كننده از آيات پيروى كرده يا حروف و كلمات را در پى يكديگر قرار داده است. پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله با خواندن آيات پروردگار و آشنا ساختن گوش دل و افكار مردم با اين آيات، آن‏ها را آماده تربيت مى‏نمايد، كه مقدمه تعليم و تربيت است.

2- تربيت

يكى از مهم‏ترين برنامه‏هاى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله تربيت انسان‏هاست. تربيت ‏به معناى فراهم كردن زمينه‏ها و عوامل براى به فعليت رساندن و شكوفا نمودن استعدادهاى انسان در جهت مطلوب است. او بايد زمينه‏ها را براى انسان‏ها آماده كند تا از نظر عملى بهترين رابطه را با خداى خود (عبادات)، با هم نوع خود (عقود و ايقاعات)، با قوانين و مقررات اجتماعى (حكومت و سياسات)، با خانواده خود (حقوق خانوادگى) و با نفس خود (اخلاق و تهذيب نفس) داشته باشند، تا بتوانند مسجود فرشتگان قرار گيرند. پيامبر صلى الله عليه و آله منجى بشريت است. يكى از دانشمندان فرانسوى مى‏گويد: «بزرگ‏ترين قانون اصلاح و تعليم و تربيت همان حقايقى است كه به نام وحى، قسمت ‏به قسمت ‏بر محمد صلى الله عليه و آله نازل شده و امروز به نام قرآن در بين بشراست.»

پيامبراسلام صلى الله عليه و آله در مدتى كوتاه، انسان هايى بزرگ، مانند على عليه السلام، زهرا عليها السلام، سلمان فارسى، ابوذر، مقداد و... را تربيت كرد. حضرت محمد صلى الله عليه و آله كاشف معدن‏هاى نهفته انسانيت ‏بود. زيرا «الناس معادن كمعادن الذهب و الفضه‏»، مردم مانند معدن‏هاى طلا و نقره هستند.

انسان داراى استعدادهاى نهفته است كه براى بهره ‏ورى صحيح بايد آنها را کشف کرد تا به ارزش حقيقى خود دست ‏يابند.

كلمه «يزكيهم‏» از ماده «زكوة‏» و زكآء» به معناى رشد و زيادى است ، كه در اين‏جا به معناى تربيت و پاكسازى است و شامل پاك شدن از آلودگى‏هاى اعتقادى، اخلاقى و رفتارى مى‏باشد. اگرچه واژه تربيت ازماده «ربو» به معناى افزايش و نمو است، اما در قرآن كريم مفهوم تهذيب نفس با واژه تزكيه آمده است:

«قد افلح من زكيها» )شمس/8)

«قد افلح من تزكى‏» (اعلی/14)

«رستگار شد كسى كه خود را تزكيه كرد.»

واژه تربيت در قرآن در جنبه‏هاى جسمانى و مادى به كار رفته است، نظير:

«الم نربك فينا وليدا» (شعراء/18)

«آيا در دوران كودكى تو را در ميان جمع خود تربيت نكرديم؟»

كه سخن فرعون است كه خود را مربى موسى معرفى مى‏كند، يعنى از نظر جسمانى و امكانات مادى تو را بزرگ كردم. اهميت اخلاق و تزكيه نفس بركسى پوشيده نيست. جوامع مختلف به آن نيازمندند، زيرا تنها راه نجات از گمراهى‏ها، فسادها، جهل، جنگ و خونريزى‏ها و... در پرتو اخلاق صحيح و آراسته شدن به ارزش‏ها و مكارم اخلاقى است. پيامبراسلام صلى الله عليه وآله‏ هدف از بعثت ‏خود را كامل كردن مكارم اخلاق بيان كرده است:

«بعثت لاتمم مكارم الاخلاق‏»  من براى كامل‏كردن فضايل اخلاقى مبعوث شده‏ام.

يكى از دانشمندان فرانسوى مى‏گويد: «اى محمد! اى آورنده قرآن! كجايى؟ بيا و دست ما را بگير و به باغ و صحرا و چمن و به هر جايى كه خواهى ببر. تو اگر ما را به ميان دريا ببرى، خواهيم رفت، زيرا تو عالم به حيات و زندگى ما هستى!»
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 6:41  توسط مصطفي ارژنگ نيا  | 

طرح بزرگ چهارده هزار صلوات ---- ظهور نزدیک است .... ----

                                                                              بسم الله الرحمن الرحيم

                                                                           

اللهم صل علي محمد و آل محمد

 

در سال پيامبر اعظم ( ص) قصد داريم با ياري شما كاربران گرامي مجري اين طرح بزرگ و باشكوه باشيم .

هدف این طرح :  قدمی کوچک در راه ظهور منجی عالم بشریت در سال پیامبر اعضم

شما دوست گرامي اگر تمايل داشته باشيد در اجراي اين طرح بزرگ و معنوي شركت داشته باشي بايد كارهاي

 زير را انجام دهيد :

1-     فرستادن 100 صلوات

2-     معرفي كردن خودتان در قسمت نظر دهيد كه ما متوجه شويم اين طرح در چه مرحله اي از آن مي باشد

3-     معرفي كردن اين قسمت وبلاگ به چهارده نفر از دوستانتان تا آنها هم با انجام اين سه مرحله در اين طرح بزرگ

 شركت كنند

    

                                                                      من الله توفيق

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 8:35  توسط مصطفي ارژنگ نيا  | 

نمايشگاه نماز منطقه چهار دانشگاه آزاد اسلامي به روايت تصوير

 

                                       

 

   غرفه ميزبان

افتتاحيه                افتتاحيه 1                           

 اختتاميه 1           اختتاميه 2                   اختتاميه 3                اختتاميه 4               اختتاميه 5

اختتاميه 6           اختتاميه 7                  اختتاميه 8                 اختتاميه 9

مسئولين نمايشگاه

نماز جماعت دانشگاه آزاد اسلامي واحد خميني شهر

آثار هنري نمايشگاه 1                                    آثار هنري نمايشگاه 2                             

 آثار هنري نمايشگاه 3                                  آثار هنري نمايشگاه 4             

 آثار هنري نمايشگاه 5                                 آثار هنري نمايشگاه 6

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم خرداد 1385ساعت 8:36  توسط مصطفي ارژنگ نيا  | 

عبادت، در ترازوى سنجش

به نام خدا

با عرض سلام

امروز هم سعادت داشتم در خدمت شما باشم با يك نكته بسيار جالب

بخوانيد و لذت ببريد . در ضمن نظراتتان را حتما عنوان كنيد . با تشكر

گفتيم: عبادت، يعنى بندگى و پرستش، اطاعت امر خدا و انجام تكليف الهى، خواستِ خود را فداى خواسته پروردگار كردن و گردن نهادن به احكام شرع.
آنچه به عنوانِ تكليف و عبادت انجام مى‏شود، به لحاظ نيّت و محتوا و كيفيّت انجام و خصوصيات فردى هر كس، مراحل و مراتبى مى‏يابد.
گاهى عمل عبادى، تنها مرتبه صحّت و درستى را از نظر رعايت شرايط دارد، گاهى به مرتبه قبول مى‏رسد، و گاهى هم صفت كمال مى‏يابد. پس براى عبادات، شرايط زير مطرح است:
1. شرايط صحّت عبادات
2. شرايط قبولى عبادات
3. شرايط كمال عبادات



+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم خرداد 1385ساعت 7:44  توسط مصطفي ارژنگ نيا  | 

شرايط قبولى عبادت

                     بسم الله الرحمن الرحیم

با عرض سلام

امروز هم سعادت داشتیم در خدمت شما کار بران و دوستان گرامی باشیم

 

شرايط قبولى عبادت :

مقصود، شرايطى است كه رعايت آن‏ها، علاوه بر درستى عمل، موجب قرب به خدا و جلب رضاى او مى‏شود. ممكن است نمازى صحيح باشد ولى سبب رشد و تزكيه روح نشود، همچون دارويى كه شفابخش نباشد، يا جنسى در بازار بى‏مشترى باشد. عبادت هم، گاهى تنها در حدّ نجات بخشى از كيفر است، ولى گاهى انسان را محبوب خدا و عمل را مقبول درگاهش مى‏سازد.

+ نوشته شده در  جمعه پنجم خرداد 1385ساعت 12:35  توسط مصطفي ارژنگ نيا  |